كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
39
ده سفرنامه ( فارسى )
به سراپرده خود بازگشت . در اين هنگامه عجيب سربازانى كه از ميدان جنگ فرار كرده بودند و عملهجات و خدمهاى كه از بارو بنه و وسائل نقليه و ارابهها مواظبت مىكردند همه بهطرف دهلى فرار نمودند و بدين طريق تعداد زيادى از آنها در بين راه كشته و برخى را نيز لخت غارت نمودند . خطوط مقدم جبهه بهطور كلى از سرباز خالى شده بود در چنين اوضاعى نيمهشب امپراطور نظام الملك را احضار نمود از محل استحكامات و سنگربنديها تا قرارگاه امپراطور مساحتى در حدود سه ربع كوس تقريبا خالى از سرباز ، و بلادفاع مانده بود . نظام الملك و سربلند خان و قمر الدين خان و ديگر « امراء » با حالتى وحشتزده و نگران تا نزديكىهاى صبح نزد امپراطور ماندند و سپس هركدام به جايگاه خود مراجعت نمود . شانزدهم ذيقعده پانزدهم فوريه امروز شانزدهم ذيقعده قدرت دفاعى امپراطور رو به كاهش نهاد و بيم آن مىرفت كه هرلحظه قزلباشها حمله را آغاز نمايند لذا افواج باقيمانده در صفوف فشردهترى از محل سراپرده سلطنتى تا قرارگاه نظام الملك در تمام روز به حالت آمادهباش مستقر شدند و هرلحظه انتظار مىرفت كه دشمن جنگ را از سر گيرد . غروب آن روز چادر كوچكى جهت امپراطور سر پا نمودند و تمام افواج بدون اينكه زين از پشت اسب بردارند يا به آنها علوفه بدهند در اطراف چادر امپراطور به حالت آمادهباش درآمدند .